پرسش از من پاسخ از شما

اي، عجب روزگاري شده‏، جو تعطيلي مدارس ما رو هم گرفته! پنجشنبه آخرين امتحان دوران دانشجويي رو دادم‏ اون هم پيش استاد مربوطه، همون‌جا هم پيش خودم تصحيح‌ش كرد. چه قدر سخته آخرين درس 2 واحدي‌ت رو كه بعدش فارغ(التحصيل) مي‌شي، استاد، جلو چشت تصحيح كنه و هي به گلوت فشار بياري كه بابا اين نمره‌هه از يه جايي بگذره، خيالت راحت بشه! خلاصه اينكه الان فارغ شدم رفت، شيريني هم فقط حضوري ميدم، كه اون هم شرط داره! D:
(بگذريم..) يه سوال از ديروز تا حالا به ذهنم اومده‏ دوست دارم اينجا بپرسم‏، شما پيشنهاد بدين،بلكه اين وبلاگ هم يه كمي چند طرفه بشه. و اما سوال (شايد يه كم مبهم باشه ولي نميتونم بيشتر از اين واضع بپرسم، به دلايل فوق امنيتي D:):
اگه شما جاي من باشي، از بين ملاقات با يه آدم خوب كه تازگي‌ها يه اتفاقات ناجوري هم بينتون افتاده باشه، و يه جلسه‌ي اولين‌باري، كه خيلي دوست داري توش حضور داشته باشي و از سر بدبختي هر دوتاش افتاده تو يه روز و يه ساعت، كدوم رو انتخاب مي‌كني؟ (تبصره اينكه، ملاقات با اون آدم خوب رو مي‌شه به تاخير انداخت و اينو در نظر داشته باش كه ممكنه ناراحت هم بشه و اصلا نبايد اين اتفاق بيافته، ولي اون جلسه‌هه رو نمي‌شه هيچ‌كارش كرد) !! چه كنم من؟!

Layout جديد هاستينگ و پرسش و پاسخ‌هاي تكراري

يه طرح نويي براي خدمات هاستينگ به هم زدم و چند تا قسمت جديد براي اون ايجاد كردم، كه از سادگي در اومده، يه قسمت پرسش و پاسخ (FAQ) گذاشتم  و يه سري سوالاتي رو كه به ذهنم ميرسيده، تكراريه، اونجا آوردم، ولي خوب معلومه كه كافي نيست. اگه شما هم سوالي به ذهنتون مياد كه جاش اونجا خاليه بهم بگين، خوشحال مي‌شم! به مشخصات سرور هم يه نگاه بندازين، حتما براتون جالبه.
در ضمن مي‌بينم كه از سيستم تست اين بغل هم، خوب دارين استفاده مي‌كنين :)
يه كمي هم خارج از موضوع؛ در مورد اون چيزهايي كه تو پست قبلي نوشتم يه كم مثل اينكه چاره ساز شد، ولي به قول يكي تو همون كامنت‌ها، "والا اگه تونستی يه راه پيدا کنی که بتونی از ملت کامنت بگيری، به من هم بگو" مرسی از اينكه كامنت مي‌زارين!!!
ميگن نگو وبلاگ خاله زنكي، بگو خاله ونكي! بگذريم، از اين وبلاگ‌ها نميشه كه بشه، ولي فتو بلاگ حتما مي شه، آموزش‌ش هم به چشم؛ اندكي صبر سحر نزديك است! (اه‌ه‌ه شعر شد!)

يه كم وبلاگ‌بازی

يه چند وقتيه زده به سرم، يه دونه از اين وبلاگ‌های خاله‌زنكی كه خيلي‌ها دارن بزنم، Just for fun!!!
حالا نمي‌دونم اصلا حس و حال اين‌كار رو دارم؟ مي‌تونم يه همچين كاري بكنم؟ وقت اين كار رو دارم؟ جنبه شو دارم؟ خلاصه اينكه اينكاره هستم يا نه؟ يه وبلاگي تو مايه‌هاي روزمره نويسي!!! اگه بزنم اسمشو چی بزارم؟؟؟
يه چند وقت قبلشم هم به سرم زده بود يه وبلاگ انگليسی بزنم. كه اين يكی فكر نكنم با اين زبان نقطه‌چينی كه من دارم، به اين زودی‌ها بشه!!!
يه وبلاگ ديگه هم قصد دارم بزنم كه اون مشروط به داشتن دوربين ديجيتاله (...!)، يعني همون فتوبلاگ! فتوبلاگ فارسي، فكر نكنم كسي تا حالا داشته باشه؟ اگه كسي مي‌شناسه تو كامنت آدرس‌ش رو بزاره :)
كامنت گفتم، ياد يه چيزی كه خيلی وقته می‌خوام بگم ولی هی يادم ميره افتادم! چرا انقدر كامنت‌های من كمه؟ چی كار كنم كه شمايی كه ميای وبلاگ منو می‌خونی دلت بسوزه يه كم بيای كامنت بزاري؟؟!
يه نكته ديگه هم اينكه اين يكي دوتا كامنتی هم كه الان دارم، اكثرشون از مرحله پرتن و اصلا به موضوعی كه در موردش نوشتم، ربطی نداره، شايد فرهنگ مرتبط با موضوع كامنت دادن، تو وبلاگ‌های فارسي جا نيفتاده؟؟؟ يه كم كامنت مرتبط با موضوع بدين لطفا!

سرويس تست خدمات هاستينگ

يه سرويس تست رايگان گذاشتم براي خدمات هاستينگ اين بغل، كه مي‌بينيد. روي دكمه‌ي Submit كليك كنيد و با دادن Username و Password وارد كنترل پنل سايت بشين، و هاست و امكاناتش رو اون طوري كه مي‌خواين آزمايش كنيد، همه امكاناتش آماده هست و كامله. خوب بچرخين اون تو و امكانات و كيفيتش رو ببينين و به ديگران هم توصيه كنين! يه چيز تو مايه‌هاي هر چه مي‌خواهد دل تنگت، تستش كن!

گل بود و به سبزه نيز آراسته شد

داشتيم زندگي‌مونو مي‌كرديم، با يه لقمه نون و پنيرمونم مي‌ساختيم، اومدن ابرومون رو بگيرن، زدن چشممون رو كور كردن، حالام داريم دست به عصا راه مي‌ريم، هي به درو ديوار مي‌خوريم و ياد اون نون و پنيره مي‌افتيم.
همه‌ي دنيا هر روز دارن پيشرفت مي‌كنن، اون وقت ما از دست اين مخابرات بايد دق‌مرگ بشيم! وضع اينترنتمون تو اين مملكت گل و بلبل خيلي باحال بود، حالا مخابرات اومده باحال‌ترشم كرده. وقتي يه جا آتيش بگيره ترو خشك با هم مي‌سوزن. از موقعي كه ديش روي ISPها سوار بوده، ما خدامونو شكر مي‌كرديم و با همين نون و پنيري كه داشتيم مي‌ساختيم و بوي DSL رو به مشاممون ميرسونديم، اومدن سايت‌هارو فيلتر كنن، گفتن چون ديش رو نمي شه فيلتر كرد، پس بايد ديش رو از ISPها جمع كرد. با اين كار هم ISPها رو بيچاره كردن و كلي ضرر و زيان بهشون رسوندن، هم زدن چشم ما Userهاي بيگناهو كه دستشونم از همه‌جا كوتاهه كور كردن، حالا داريم با اين اينترنت درِ پيتيِ مخابرات كه عينهو لاك‌پشت ميمونه دست به عصا راه ميريم، هي مي‌خوريم به درو ديوار از دست اين كيفيت افتضاحش، با اين همه قطعي و آب‌باريكه، سرمون رو هم از دست اين‌چيزا هي مي‌زنيم به اين ميزه بيچاره. ديگه ميزه هم از دست ما شاكي شده، سرمونم دبه در آورده، ديگه نمي‌زاره بزنمش به ميز تا اين اينترنتمون يه كم تندتر بره... حالام روزي صد دفعه به باعث و باني اينترنت سلام و صلوات ميفرستيم، به اونايي هم كه زدن اينترنت‌مون رو درِ ‌پيت كردن، [...] مي‌فرستيم.
بدين‌وسيله بايد دعاي وبلاگي احسان رو تصحيح كنم؛
دعاي وبلاگي: به اميد روزي که هر ايراني يک وبلاگ داشته باشد و وبلاگ خود را با Laptopش در حالي كه به DSL وصل است، به‌روز کند!!

بي واسطه از Dell

امروز كتابي، كه يه دوست خوب بهم هديه داده بود، به اسم بي‌واسطه از Dell (نسخه‌ي انگليسي)، رو شروع كردم به خوندن!كتابي در مورد زندگي مديريتي و اقتصادي مايكل دل، مدير عامل شركت دل‌كامپيوتر امريكاست، كه در سال 1999 چاپ شد. من تازه به وسط‌هاي كتاب رسيدم(296 صفحه). واقعا كتاب جالبيه واسه خوندم و البته ياد گرفتن، ذهن آدم رو نسبت به بعضي از مسائل باز مي‌كنه. اينكه يه آدم بياد با فقط 1000 دلار سرمايه يه شركت كامپيوتري تاسيس كنه، اون هم تو آمريكا و كنار غول‌هاي كامپيوتري اون موقع، Compaq و IBM، واقعا مديريت و اراده و البته علاقه‌ي(!) زيادي مي‌خواد، كاري كه مايكل دل تا حالا به خوبي از پس‌ش بر اومده و شركت دل‌كامپيوتر رو جزء شركت‌هاي برتر دنيا كرده و به همراه كلي سرمايه! فكر مي‌كنم بايد روش زندگي رو تغيير بديم و  سرمون رو از تن لاك‌پشتي‌مون بيرون بياريم و كمي به اطرافمون نگاه كنيم، و ببينيم كه همين آدم‌هاي معمولي، چطور مي‌تونن به موفقيتي بزرگ دست پيدا كنن، كه اين‌چنين تو دنيا سرشناس باشه، حالا ما ميايم سر فرستادن پيام‌هاي شركت مخابرات به صورت پينگيليش به موبايل‌هاي مشتركين، با هم كل‌كل مي‌كنيم و هي كشش مي‌ديم!!

پراکسي برگرد!

هر چند تجارت الکترونيکي نداريم، قانون جرايم کامپيوتري نداريم، کارت اعتباري نداريم، بانکداري الکترونيکي نداريم، سيستم آموزش الکترونيکي نداريم، ديپلماسي ديجيتال نداريم، سرورهاي امن نداريم اما فعلا پراکسي را داريم. [كل مطلب]

راهنمای ارسال پيام از طريق موبايل و به وسيله سرويس SMS به يك كاربر Yahoo Messenger

متن زير را در بخش پيغـام گوشی موبايل خود تايپ نماييد:

YM YAHOO-ID Message

شمـاره تلفن زير را به عنوان گيرنده وارد كنيد:
09132807760
توضيح: به جای YAHOO-ID در اين پيغام، شناسه كاربر Yahoo Messenger گيرنده می باشد. همچنين به جای Message نيز متن پيام مورد نظر خود را بنويسيد.

مثال:

YM CCWMAGAZINE Hello

عبارت بالا، پيام «Hello» را (به همراه شماره موبايل فرستنده) از طرف کاربر peykasa به كاربر«CCWMAGAZINE» در ياهومسنجر ارسال می‌كند.

راهنمای ارسال ايميل از طريق موبايل و به وسيله سرويس SMS :
متن زير را در بخش پيغـام گوشی موبايل خود تايپ نماييد:

EM MAIL-BOX SUBJECT Mail-Body

شمـاره تلفن زير را به عنوان گيرنده وارد كنيد:
09132807760
توضيح: MAIL-BOX در اين پيغام، نشانی ايميل گيرنده می‌باشد. همچنين به جای SUBJECT نيز موضوع ايميل، و به جای Mail-Body نيز متن ايميل مورد نظر خود را بنويسيد.

مثال:

EM info@CCWMAGAZINE.COM Hello This is my first email.

عبارت بالا، ايميلی با موضوع «Hello» و با متن ايميل «This is my first email» را از طرف sender_mobile_number@peykasa.ir به نشانی ايميل «info@ccwmagazine.com» ارسال می‌كند.
توضيح:
فرمت‌های ذکر شده در بالا با ارسال کلمه help به کاربر peykasa در Yahoo Messenger قابل دريافت هستند. بنابراين توصيه می شود همين الآن شناسه Peykasa زا به ليست خود در ياهومسنجر اضافه کنيد!
همچنين از آنجا که برخی کاراکترهای لازم از جمله @ يا underline در برخی موبايل‌ها وجود ندارند، برای هريک از آنها کاراکتر جايگزينی تعريف شده است که با ارسال help message به peykasa در ياهو مسنجر معرفی می‌شوند.
در همين رابطه:
  • پيک آسا ؛ پيام کوتاه خود را آسان، سريع و امن به مقصد بفرستيد
  • زير و بم های سيستم SM ؛ و چگونگی بهره گيری از خدمات آن
  • پيک آسا نخستين خدمات ممتاز پيام کوتاه
  • قرار وبلاگي و اعتراض به فيلتر گذاري سايت‌ها

    دريچه: «...اولا گفته بودن كه اين قرار در اعتراض به سانسور و فيلتر گذاري كردن سايتها توسط مخابرات هستش و مي خوان از اين طريق اعتراض خودشان را اعلام كنن تا اينجا مشكلي نبود و معقول بنظر مي رسيد ولي جالب اينجا بود كه با تيتر بزرگي نوشته بودن عدم رعايت شئونات اسلامي مجاز هست ! اگه بدونيم كه محل قرار هم دركه هستش و توچال ، اونوقت متوجه مي شويم كه هدف چي هستش...»

    تغييرات جزئي در خدمات هاستينگ

    يه سري تغييرات تو قسمت خدمات هاستينگ دادم از جمله اينكه قيمت‌ها رو آووردم بالاتر، كه تو همون ديد اول قابل مشاهده باشه (خداييش، قيمت‌هاش خيلي مناسبه)، و ديگه اينكه يه سري تغييرات جزئي فني هم تو قسمت فرم دريافت دادم، كه فعلا به صورت ايميل كار مي‌كنه.. يعني اطلاعات ايميل ميشه واسم، مي‌خوام يه كاري بكنم كه اطلاعات به صورت ديتابيسي و WebBase ذخيره بشه و كنترل كامل بشه روش داشت. يه برنامه در اين مورد پيدا كردم ولي سر در آووردن از اون، خيلي حوصله مي‌خواد. فعلا تا ببينيم چي ميشه!

    فتوبلاگ

    من اگه يه دوربين ديجيتال بگيريم، حتما يه فتوبلاگ راه مي‌اندازم با همين موويبل‌تايپ، خيلي دوست دارم اين كار رو. صحنه‌هاي زيادي مي‌خوره به پستم، كه جاي دوربين خاليه.

    حكايت ادمين صبحانه

    ادمين صبحانه روزي يك بار مياد تو صبحانه/يه چند تا متلك ميندازه به كاربران/ يه چند تا مطلب سانسور و يه چند تا مطلبو پاك ميكنه/ يه بيانيه صادر ميكنه/ لينكا رو كش ميره ميذاره تو لينكدوني وبلاگش/ كاربري رو كه مثل اين سر و صدا كنه ميندازه بيرون و اعتراضيه اش رو پاك ميكنه/ فرداش ميره تو وبلاگش به عالم و آدم درس دموكراسي ميده! اين منو ياد گنده لاتهاي توي فيلمها ميندازه كه هر از چندگاهي يه گرد و خاك تو محل راه مينداختن كه به همه حالي كنن گنده لات محل كيه و چه كارهاي ميتونه بكنه! (از صبحانه)

    اندراحوالات اولين(؟) نمايشگاه كامپيوتر در بابل

    نمايشگاه كامپيوتري كه هفته‌ي پيش داشتيم، قرار بود كه 3 روزه باشه ولي به دليل اينكه روز اول نمايشگاه استقبال بازديدكننده‌ها شديد بود(!) و در روز دوم، داشتيم مگس مي‌پرونديم يه كم، دو روزه شد همش و چهارشنبه غروب اسباب كتابمونو جمع كرديم گذاشتيم سر جاش. معايب كه خيلي داشت كه اون رو مي‌شه گذاشت به حساب بار اول بودن يه همچين نمايشگاهي! از طرف ديگه من فكر مي‌كنم كامپيوتر رو نمي‌شه با برق قاطي‌ش كرد، نمايشگاه كامپيوتر چه ربطي به برق داره(؟؟) همون‌طور كه تو عكس‌هاي نمايشگاه پيداست 70 درصد نمايشگاه غير كامپيوتري بوده، و اون 30 درصدي هم كه كامپيوتري بود به دليل مسائل مالي خوب نتونستن خودشون رو به نمايش بزارن!! توي اين 30 درصد كامپيوتري هم دو تا ISP شركت كردن كه ( يكي‌ش ما بوديم) و يكي 2 تا هم فروشگاه كامپيوتري كه CD به نمايش گذاشته بودن!!!، فكر مي‌كنم از نظر كامپيوتري غرفه‌ي ما تو اونا يه كم بهتر بود كه اون هم فقط به خاطر يه Wireless LAN بود كه همه‌ي غرفه روي اون بنا شده بود، به غير از اون WLAN، يه چند تا كامپيوتر بود كه ملت مي‌اومدن روش يا ايميل چك ميكردن يا چت مي‌كردن، و از چيزي براي نمايش خبري نيود. حالا اين خوبش بود. غرفه‌ي بغلي ما تو اين دو روزي يه شوي تبليغاتي فوتبال گذاشته بود كه توش ستارگان فوتبال نقش ايفا مي‌كردن! من نمي‌دونم اين شو نشون دادن چه ربطي به نمايشگاه كامپيوتر داشت!!! تازه باحالي نمايشگاه اينجا بود كه هركي واسه خودش صدا پخش مي‌كرد، يه بلندگو داشت شادمهر عقيلي مي‌خوند ، يه بلندگوي ديگه هم داشت علي‌جان علي‌جان مي‌گفت، يه خانومه هم همش داشت غرفه هارو معرفي مي‌كرد، ...! حالا حساب كن اين سه تا به علاوه صداي نكره‌ي شوي فوتبال، 3 تايي با هم قاطي بشن، چه آشي مي‌شه اونوقت؟!؟!!

    نمايشگاه كامپيوتر در بابل

    از امروز به مدت 3 روز(تا پنجشنبه عصر) دانشكده فني بابل، نمايشگاه برق، كامپيوتر و اطلاع رساني هست، تو غرفه‌ي «شركت آينده‌روشن» در خدمت شما هستيم!
    تازه: عکسهای امروز صبح از نمایشگاه کامپیوتر در بابل

    PC vs Mac

    همه مي‌دونن از بين مك و پي‌سي كدوم بهتره، اما سايت محبوب من، Worth1000، مسابقه‌ي فتوشاپي رو ترتيب داده بود بين مك و پي‌سي كه با خلاقيت كاربران اثري رو خلق كنن كه كامپيوتر مورد علاقه خودشون رو نشون بدن، فقط نمي‌دونم چرا اجازه ندادن از Blue Screen of Death استفاده كنند و اون رو مبتذل به حساب آوردن!!! سايت Worth1000، هر روز يك مسابقه در زمينه‌ي فتوشاپ(البته زمينه‌هاي ديگه‌اي هم داره توش! ولي فتوشاپ‌ش معروف‌تره) تو سايتش برگذار مي‌كنه، كه من تا حالا جرات نكردم شركت كنم! Userها كارهاي جالبي از خودشون نشون دادن تو اين زمينه ولي نسبت به بعضي زمينه‌ها كه آدم واقعا جاج و واج مي‌مونه، زياد هم خوب نبود، تو همه‌ی تصاوير به نمايش گذاشته شده، از اين تصوير خيلي خوشم اومد.

    راهنماي ساخت لينكدوني با موويبل تايپ

    فکر می کنم قول داده بودم که راهنماي ساخت لينكدوني با موويبل تايپ رو تا آخر هفته قبل بنويسم، ولی متاسفانه هم وقت نبود و هم حوصله، خلاصه اينکه وجدان کاری هم اجازه نمی داد. در نتيجه وقتی چندتا آدم این کار مثل آقا نويد گل باشه که راهنماي ساخت لينكدوني با موويبل تايپ رو کامل و خيلی هم باحال بنويسه، این طوری ميشه که آدم وجدان درد نمی گیره!

    آيا شما به فتوشاپ معتاد شده‌ايد؟

    از اين سوال و جواب‌هاي بامزه، اين دفعه در مورد فتوشاپ. اصل‌ش به انگليسي هست كه ابراهيم بصري زحمت ترجمه‌ي فارسي‌ش رو هم كشيده!

    مشاهدات عيني و تفاصيل ديده شده از نمايشگاه كتاب

    نمايشگاه كتاب خيلي خوب بود، ولي با توجه به اينكه من و حامد پنج‌شنبه و جمعه اونجا بوديم يه كمي شلوغ بود. هرچي پول داشتيم هم داديم كتاب خريديم(مثلا 50.000 تومن!!!) روز اول يعني پنجشنبه هم اولش با حامد بنايي قرار گذاشتيم. صبح كه با كلي تماس تلفني خلاصه دم مسجد ديديمش، بعدش يه چيزي داديم بهش خوند(كه البته قرار بود روي مانيتور بخونه!!!) يه خورده رنگ و روش پريد و تهديد كرد كه وبلاگ خودش رو Delete ميكنه (فكر مي‌كنم كرده، چون الان وبلاگ به صفحه اصليش Redirect ميشه D:). بعدش با هم رفتيم پيش جناب CCW (هي حامد بنايي مي‌گفت W.C، تقصير من نيست!!!) بعدش اونجا تو 6 متر جا جناب اروج‌زاده رو ديدم كه بنده خدا دست تنها بود، به قول حامد بنايي «اين همه وبلاگ‌و يه تيكه جا!!!(اشاره به غرفه CCW)» بعدشم كه اين احسانيكس همش تو ترافيك بود(من كه فكر مي‌كنم چاخان مي‌كرد، چون دست‌ش كه خيلي پر بود!!!) بعدش يه خورده گردش با بروبچ و احسان اينا. اين وسطش هم عموحميد(بدون زن‌عمو) با احسان كيان‌فر و... رو ديديم همون‌جاها، بعدشم دوباره حوالي CCW جناب طاهریِ مدرسه وب رو ديدم، به همراه AmirF5 اينا، كه بنده خدا از خجالتي قايم شده بود اون پشت!!!

    تهران؛ نمايشگاه كتاب

    من فردا بابت نمايشگاه كتاب، تهران هستم، كه اونجا چندتا از بچه‌ها رو مي‌بينم. تا شنبه عصر هم مي‌مونم اگر دوست داشتين بگردين و پيدام كنين، تا هم ديگه رو ببينيم!

    وب‌سايت شهر الكترونيك مشهد مايه آبروريزي

    «...موارد فوق پس از مطالعه شهرهاي الكترونيكي جهان و 34 جلسه نشست با مسئولين شهر مشهد و مطالعه امكانات شهر مشهد انتخاب شده است... جهت اطلاعات بيشتر به سايت www.e-mashhad.com مراجعه شود.»

    من به عنوان يه ايراني واقعا خوشحال مي‌شم كه يكي از بزرگ‌ترين شهرهاي كشورم داره الكترونيكي مي‌شه و باز هم به عنوان يك ايراني واقعا خجالت مي‌كشم كه يكي از بزرگ‌ترين شهرهاي الكترونيكي كشورم چنين سايت مزخرفي داره!
    چرا مسئولين به جاي مطالعه كردن شهرهاي الكترونيكي جهان و 34 جلسه نشست با مسئولين شهر مشهد، ذره‌اي به فكر ايجاد كردن يك سايت آبرومندانه براي يكي از بزرگ‌ترين شهرهاي كشورمون كه تازه قراره الكترونيكي هم بشه و جلوي خودمون و خارجي‌ها آبروداري كنه، نيافتادند؟؟؟

    تشكر از جواد عزيز

    «من قرار نبود امروز بنويسم،ولي همونطور که گفتم اون کيسه پوله ! يه جورايي رسيد ومن به دنيا وصل شدم.من بايد از همين جا از آقاي جواد اسدالله زاده عزيز تشکر کنم،که لطف فراواني به من داشتن ومن خيلي چيزها ازشون ياد گرفتم.اميدوارم که پايدار باشن.دست ايشون رو ميبوسم.»

    اين متن بالا دقيقا عين جملاتي بود كه من يك سال پيش در روز شنبه چهارم مي 2002 و در حالي نوشتم كه اصلا فكرش رو نمي‌كردم كه يك سال بعد همين موقع، كجا باشم، نقطه‌ي عطف من توي زندگيم از همين روز شروع شد و من اون روز رو خيلي دوست دارم، روزي كه باعث شد من بتونم به طور جدي وارد زندگي بشم و اون رو از نزديك لمس كنم! آشنايي من با جواد از طريق همين اينترنت بود، به طوري كه باورش برام خيلي دوست‌داشتني بود كه بشه دوستي به اين خوبي رو از طريق اينترنت پيدا كرد، دوستي كه باعث شد مسير زندگيم، 180 درجه تغيير كنه و به جايي بره كه يك روزي تو خيالاتم آرزوشو مي‌كردم. از موقعيتي كه الان توي زندگي‌ام دارم، راضيم و بعد از پدر و مادرم، 90 درصد اين موفقيت رو مديون جوادِ عزيزم، شايد من تو مدت اين يك سال، خيلي باعث دردسر اون بودم و جز زحمت چيز ديگه‌اي براي اون نداشتم، ولي اون هميشه در حقم بزرگي كرد و من هم دوست داشتم كه هميشه اون رو به عنوان برادرِ بزرگترِ نداشته‌ام، در نظر بگيرم، كسي كه من رو وادار كرد نگاه ديگه‌اي به زندگي داشته باشم.در حالي كه اشك شوق تو چشمام جمع شده، با تمام وجود ارادت خودمو به جواد عزيز ابراز مي‌كنم. (از اينكه اين مطلبم احساساتي بود معذرت مي‌خوام، نمي‌تونستم اين‌ها رو ننويسم، ولي حالا خيلي راحتم)

    شكل و شمايل جديد لينك‌دونی

    مدل لينك‌دوني رو يه كمي عوض‌ش كردم، اون‌طوري چون تعداد لينك‌هاي روزانه‌اي كه ميگذاشتم حداقل‌ش 7-8 تا بود، جا كم مي‌اومد! يعني لينك‌ها زودي مي‌رفت تو آرشيو، واسه همين يه دكمه «» مي‌بينين كنار لينك‌دونی كه با زدن اون دكمه لينك‌دونی باز شده و محتوياتِ داخلش نشون داده مي‌شه، پنج تا لينك اول هم كه به صورت معمولي نشون داده مي‌شه. اينطوري هم، كلي لينك تو صفحه‌ي اوله و هم صفحه رو شلوغ نمي‌كنه، به زودي هم بايد قسمت آرشيوش رو بنا (!) كنم. در مورد طرز ساخت لينكدوني هم اگر شد، تا آخر هفته می‌نويسم. شكل جديد لينك‌دونی چطوره؟

    تب پول در آوردن از مقوله وبلاگ

    مدرسه وب: «اين تب پول در آوردن از مقوله وبلاگ , چيز جالبي هستش که فکر کنم تو دنيا يا بي نظيره و يا کم نظير. در هر صورت اين خصلت ما ايرانيها (به خصوص بعد از انقلاب) شده که از هر آبي کره بگيريم :-) »

    کارت اینترنت فیبر نوری

    Iranetsol Blog:«شاید تا حالا زیاد توی تبلیغات ISP ها دیده باشید که نوشته اند کارت تلفن یا اینترنت فیبر نوری !!! شاید بیشتر این اسم یک نوع اغراق باشد . چرا ؟ برای اینکه برای شما که کاربر Dial-UP اینترنت هستید اینکه فیبر نوری در اسمش باشد یا نباشد فرقی ندارد ! اون چیزی که برای شما مهم است خطوط دیجیتال و یا E1 هستش که باعث میشه کاربر حداکثر با سرعت 56K به اینترنت متصل شود . در حقیقت این E1 یک پروتکل ارسال و دریافت اطلاعات به صورت دیجیتال بر روی خطوط ارتباطی باشد...» [ادامه‌ي ماجرا]

    شروع به كار جناب لينك‌دوني

    وقتي لينك‌هاي جالبي توي اينترنت پيدا مي‌كردم، اون‌ها رو توي وبلاگ مي‌گذاشتم، بعضي مواقع زورم مي‌اومد براي همچين كاري! چون لينك‌ها معمولا يك خطي هستند حداكثر! و اين‌طرز نوشتن هم شلوغ مي‌كرد يه كمي وبلاگ رو، ولي حالا با درست كردن قسمت «لينك‌دوني» اين مشكل كاملا برطرف شده و حالا ديگه تند تند مي‌تونم هر لينكي رو كه پيدا كردم بلافاصله بگذارم‌ش توي وبلاگ با كمترين زحمت، اين در جهت رسيدگي به كارهاي ديگه كار آدم رو خيلي پيش مي‌بره، من اينطوري فكر مي‌كنم كه: آسان كردن كارها در جهت سرعت‌عمل بيشتر و رسيدگي به كارهاي ديگه!!!
    از نظر فني هم، ساختن ليندوني با كمك همين موويبل‌تايپ(ص) بوده، و زياد هم كار سختي نيست، حتما در موردِ ساختنش توضيح نسبتا كاملي مي‌دم، چون فكر مي‌كنم براي وبلاگ‌ها چيز واقعا ضروري‌ايه! نظرتون در مورد «لينك‌دوني» چيه؟

    معماري چرخشي

    عكسي را كه مي‌بينيد، مدلي از ساختماني است كه در سوئد در حال ساخت است به اسم «Turning Torso». اين ساختمان مسكوني خواهد بود. جالبش اينجاست كه اين ساختمان از انتها تا ابتدايش كاملا به صورت 90 درجه خواهد چرخيد!!!
    همچنين اين ساختمان يك سايت اختصاصي براي خود دارد كه در آن مجموعه‌اي از اطلاعات و عكس‌هاي جالبي از آن گذاشته شده است!
    در ايران همچين ساختمان‌هايي هم اگر بسازند، مطمئنا پُشتك خواهد زد!!!

    بای بای بلاگ اسكای

    كدهای سرويس بلاگ اسكای فروخته شد. يكی از مديران سايت بلاگ اسكای به وبلاگ دنيای كامپيوتر و ارتباطات اظهار داشت كه درپی مذاكره با يك شركت آلمانی، توافق اصولی حاصل شده و به زودی اين سرويس به شركت مزبور تحويل خواهد شد. به گفته وی: «فقط يك نكته هنوز ميان دو طرف مورد بحث و اختلاف است، شركت آلمانی قصد دارد كه زبان فارسی از اين سروسي حذف شده و زبان آلمانی جايگزين آن گردد، ولی ما با توجه به اين كه حدور شش هزار كاربر فارسی‌زبان در اين سايت ثبت‌نام نموده‌اند، به هيچ وجه آن را نمی‌پذيريم، و اصرار بر ادامه پشتيبانی از زبان فارسی داريم، و در غير اين صورت از اين معامله منصرف خواهيم شد...»  از CCW

     

     

    :: Categories ::

    :: Archive ::

     
    :: Favorite links ::